در ادامه بخوانید تا بدانید زبان آلمانی چه کلماتی را به انگلیسی آورده است. ممکن است شما را شگفت زده کند که Deutsch راه خود را در کجا پیدا کرده است!

کلمات روزمره انگلیسی که از کلمات آلمانی می آیند

1. Iceberg

بله، درست خواندید – کلمه انگلیسی “iceberg” از کلمه آلمانی Eisberg یا “کوه یخی” آمده است.

2. Kindergarten

اگر مهدکودک را «باغ کودکان» بنامیم چه؟ این همان چیزی است که این وام واژه آلمانی به معنای واقعی کلمه است، که از Kinder و Garten تشکیل شده است. 

3. Kitsch

یکی از واژه‌های قرضی آلمانی مورد علاقه من، «کیچ» بهترین راه برای توصیف چیزی است که ترکیب مناسبی از نامفهوم و قدیمی است. بدون این کلمه کجا بودیم؟

4. Gesundheit

Gesundheit، کلمه آلمانی برای “سلامت”، همچنین در جهان آلمانی زبان برای “برکت شما” استفاده می شود. در زبان انگلیسی، به ویژه در آمریکای شمالی، افرادی نیز هستند که پس از عطسه کردن، از Gesundheit استفاده می کنند.

5. Hamster

بله، Hamster نیز در اصل یک کلمه آلمانی است که در حدود دهه 1600 از der Hamster وام گرفته شده است.

این کلمه از آلمانی میانه بالا گرفته شده است، که به نوبه خود آن را از chomestoru اسلاوونی کلیسای قدیمی وام گرفته است.

در اینجا می توانید در مورد ریشه های زبانی این اصطلاح جذاب بیشتر بخوانید.

امروزه فعل Hamster در آلمانی می تواند به ذخیره مقادیر زیاد اشاره داشته باشد.

این معنی احتمالاً از تمایل همسترها به ذخیره غذا در گونه های خود ناشی می شود.

اگر بگوییم مردم دستمال توالت «همستر» دارند، زبان انگلیسی چقدر زیباتر می شود؟

یک واقعیت جالب دیگر – ظاهراً قبل از اینکه کلمه “همستر” در انگلیسی مطرح شود، “موش آلمانی” نامیده می شد!

6. Zigzag

زیگزاگ انگلیسی سازی اصطلاح آلمانی zickzack است که دقیقاً به همین معنی است.

شما ممکن است در مورد کلماتی مانند Schadenfreude و Zeitgeist اطلاعات داشته باشید، اما منشأ آلمانی زیگزاگ بسیار شگفت انگیز است، اینطور نیست؟

7. Glitz

یکی دیگر از ورودی های شگفت انگیز، Glitz یک قرض اخیر است. به گفته چندین منبع، قدمت آن تنها به دهه 60 باز می گردد، زمانی که از نسخه Yiddish کلمه آلمانی گلیتزرن، “درخشیدن” وام گرفته شد.

8. Gummy Bear

آیا تا به حال یک آدامس خرسی داشته اید؟ خوشمزه است، درست است؟ خوب، آیا می‌دانستید که اصطلاح “خرس صمغی” یک کالک از Gummibär آلمانی است؟

دفعه بعد که یک خرس آدامسی جویدنی خوشمزه میل می کنید، به یاد داشته باشید که از یک آلمانی تشکر کنید.

9. Noodle

آیا می دانستید که کلمه انگلیسی “نودل” در واقع از آلمانی آمده است؟ درست است: اگرچه کلمه “نودل” در زبان انگلیسی وجود داشت، اما تا قرن 18 به غذاهای نشاسته ای که ما امروز دوست داریم اشاره کرد.

10. Foosball

“Foosball” یا نسخه کوچک روی میز فوتبال (یا فوتبال)، از کلمه آلمانی Fußball گرفته شده است. اما کلمه آلمانی به بازی واقعی فوتبال / فوتبال اشاره دارد، نه یک نسخه مینیاتوری میز.

11. Beer Garden

باغ آبجو آلمان یا Biergarten یک موسسه فرهنگی است. در واقع آنقدر رایج است که امروزه این کلمه را در انگلیسی می شناسیم.

12. Frankfurter and Hamburger

فرانکفورتر و همبرگر: یک پیک نیک آمریکایی بدون هات داگ و همبرگر چگونه خواهد بود؟

نام هر دوی این غذاها از مکان ها، شهرهای فرانکفورت و هامبورگ آمده است.

با پایان -er، آنها معنای “فرانکفورت/هامبورگ” را به خود می گیرند و به مکان هایی اشاره می کنند که ظاهرا چنین غذاهایی در آنجا اختراع شده اند.

اکثر مردم بر این باورند که هات داگ معمولی در فرانکفورت اختراع شده است، اما برخی معتقدند که از کوبورگ می آید.

برای همبرگر، همه چیز پیچیده تر است. ممکن است گوشت از هامبورگ آمده باشد، اما مهاجران آلمانی در ایالات متحده خود این ظرف را اختراع کرده اند.

اما آنچه مشخص است این است که این غذاها هم معمولی و هم خوشمزه هستند.

13. Deli and Delicatessen

آیا می‌دانستید کلمه Deli مخفف کلمه Delicatessen است که خود نسخه انگلیسی کلمه آلمانی Delikatesse است؟

در آلمانی، کلمه Delikatesse به یک غذای لذیذ مانند یک کیک شکلاتی خوش طعم اشاره دارد.

همچنین می تواند به معنای درایت و حساسیت باشد. اما در زبان انگلیسی، deli یک نوع خاص از رستوران است.

اما این همه چیز نیست – کلمه آلمانی از کلمه فرانسوی delicatesse گرفته شده است.

14. Pretzel

چوب شور که در آلمانی Brezel نامیده می شود، به اوایل قرن دوازدهم باز می گردد، اما در حدود دهه 1830 وارد زبان انگلیسی شد. در نهایت، این کلمه با کلمه لاتین bracchium به معنای “بازو” مرتبط است.

15. Muesli

آیا تا به حال موسلی خورده اید؟ یک صبحانه معروف سوئیسی، شبیه گرانولا است، اما در پخته نشدن جو دوسر متفاوت است.

موسلی یک کلمه لهجه ای سوئیسی است: مخفف کلمه Mues یا در آلمانی استاندارد Mus است که به معنای چیزی شبیه “پوره” یا “موش” است.

بنابراین، به معنای واقعی کلمه، موسلی می تواند به عنوان “ماش کوچک” ترجمه شود. اما موسلی ممکن است کمی خوشمزه تر به نظر برسد…

16. Sauerkraut

کلم ترش، غذای جانبی محبوب آلمانی، تنها نمونه ای از یک سنت باستانی است. مردم بر این باورند که چینی ها اولین کسانی بودند که کلم را ترشی کردند. در واقع، این یک منبع تغذیه مهم برای کارگرانی بود که دیوار بزرگ را می ساختند.

17. Schnapps

بله درست است! اگر به Deutschland می‌روید و به برخی از اسکاپ‌ها نیاز دارید، نگران ترجمه نباشید: در کوتاه‌مدت متوجه خواهید شد.

18. Strudel

اشترودل سیب، اشترودل گیلاس، اشترودل توستر، همه آنها وجود خود را مدیون زبان آلمانی هستند.

19. Rottweiler

نام این نژاد سگ از شهر روتوایل در ایالت بادن وورتمبرگ گرفته شده است. اگرچه منشا این نژاد نامشخص است، اما آنها به دلیل داشتن سگ های نگهبان بزرگ مشهور هستند.

20. Schnauzer

چه غول پیکر، چه مینیاتوری، یا فقط استاندارد، نام schnauzer از کلمه آلمانی برای “پوزه” یا حتی یک اصطلاح غیررسمی برای “سبیل” گرفته شده است. این سگ های وفادار بین قرن 14 و 16 در آلمان به وجود آمدند.

21. Dachshund

داشوند شایان ستایش که به معنای واقعی کلمه “سگ گورکن” است، نامی آلمانی دارد. اما در آلمان امروزی، نام رایج‌تر داکل است. من گاهی اوقات این سگ را سگ وینر می نامم. کلمه “وینر” یک واژه قرضی آلمانی است که از کلمه وینر، “از/از وین” گرفته شده است. واقعیت جالب، درست است؟

22. German Shepherd

نام این نژاد سگ باهوش و وفادار از واژه آلمانی Deutscher Schäferhund است.

23. Affenpinscher

این نژاد غیر معمول “تریر میمون” است که از کلمه آلمانی Affe به معنای “میمون” آمده است. به نظر شما این سگ شبیه میمون است؟

واژه های آلمانی، اصطلاحات ادبی و مفاهیم انتزاعی آلمان

گاهی اوقات به عنوان Volk der Dichter und Denker یا “مردم شاعران و متفکران” شناخته می شود. این به دلیل تأثیر آن بر فلسفه، روانشناسی و بسیاری از زمینه های دیگر است. این تأثیر را در کلمات قرضی زیر به راحتی می توان مشاهده کرد.

24. Doppelgänger

واژه Doppelgänger که امروزه در زبان انگلیسی رایج است، به اواخر قرن هجدهم باز می گردد.

ژان پل، نویسنده آلمانی، به عنوان ابداع این اصطلاح در سال 1796 شناخته می شود.

او در ابتدا آن را به عنوان Doppeltgänger نوشت و آن را اینگونه تعریف کرد: So heißen Leute, die sich selber sehen («این چیزی است که به افرادی که خود را می بینند گفته می شود»).

25. Bildungsroman

که به عنوان “رمان به سن بلوغ” ترجمه شده است، از دو کلمه Bildung و Roman گرفته شده است. این دو کلمه با یک -s در وسط متصل می شوند که در آلمانی به عنوان Fugen -s شناخته می شود. این -s اضافه می شود تا کلمه را راحت تلفظ کند.

26. Schadenfreude

آیا تا به حال متوجه شده اید که اتفاق ناخوشایندی برای کسی که دوست ندارید بیفتد؟ آیا به خاطر احساس خوشبختی احساس گناه کردید؟ این جوهر Schadenfreude است، «شادی آسیب»، یکی از هدایای آلمانی به انگلیسی.

27.Wunderkind

آیا شما از طرفداران سریال The Office هستید؟ اگر چنین است، ممکن است یک قسمت را به خاطر بیاورید که رایان به یک موقعیت شرکتی ارتقا یافت.

در آن اپیزود، او می گوید که دیگران مدام او را «واندرکاند» خطاب می کنند. (او ادعا می کند که واقعاً معنی آن را نمی داند.)

یک واندرکایند که از “شگفتی” + “کودک” تشکیل شده است، فردی است که علیرغم سن کم خود، دانش یا استعداد بالایی دارد.

28. Leitmotif

Leitmotif، که گاهی اوقات به صورت “leitmotiv” نوشته می شود، یک ویژگی برجسته یا غالب در یک اثر هنری است. شما می توانید Leitmotifها را در کتاب ها، موسیقی و دیگر انواع هنر پیدا کنید.

این کلمه از لیت + موتیف گرفته شده است، جایی که لیت از کلمه لیتن یا “هدایت کردن، هدایت کردن” گرفته شده است.

29. Dasein

مفهوم Dasein از مارتین هایدگر فیلسوف اگزیستانسیال آلمانی است. در انگلیسی معمولاً به عنوان «وجود» ترجمه می‌شود. دازاین به «وجود بودن» ترجمه می‌شود، جایی که da «آنجا» است و sein شکل مصدر فعل آلمانی «بودن» است.

30. Blitzkrieg

که در انگلیسی به “جنگ رعد و برق” ترجمه می شود، به استراتژی نظامی آلمان اشاره دارد. ارتش آلمان دریافت که تمرکز روی یک منطقه مؤثرتر از گسترش نیروهای آنها است. اگرچه این اصطلاح در طول جنگ جهانی دوم رایج شد، این ایده قدیمی تر است.

31. Ur

اگرچه این پیشوند آلمانی به طور گسترده در زبان انگلیسی گفتاری استفاده نمی شود، اما در زمینه های آکادمیک رایج است. در آلمانی، این پیشوند به معنای “پرتو، اصلی” است.

32. Bauhaus

Bauhaus، یک مدرسه معماری آلمانی قرن بیستم، مخفف طراحی کاربردی است. ترکیب bau (ساختمان، یا “ساختن!” در امر ضروری) و haus (“خانه”) نشان دهنده تعهد به طراحی ساده و کاربردی است.

33. Zeitgeist

مریام وبستر زیتگیست را به عنوان «فضای کلی فکری، اخلاقی و فرهنگی یک دوره» تعریف می‌کند.

در آلمانی، این کلمه از Zeit (“زمان”) به اضافه Geist (“شبح، روح، ذهن”) می آید.

این اصطلاح توسط فیلسوف آلمانی گئورگ ویلهلم فردریش هگل (1770-1831) ابداع شد.

متیو آرنولد، شاعر انگلیسی، اولین کسی بود که آن را در زبان انگلیسی به کار برد. ایده Zeitgeist با دیدگاه «مرد بزرگ» از تاریخ در تضاد است.

زبان آلمانی مطمئناً کلمات زیادی را به انگلیسی داده است، به روشی که همیشه واضح به نظر نمی رسد. امیدوارم چیز جدیدی از این مقاله یاد گرفته باشید تا در سفر یادگیری زبان آلمانی به شما کمک کند!

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *